فروردین، ماه برکت
فروردین های ده سالی که گذشت ...
امسال که اولین روزش با عنایت و لطف خدا با حضور در حرم امام رئوف آغاز شد.
و یازدهیمن روزش آغاز فصلی تازه در زندگی "او" یی که روزی گفته بود:
" ......بچه اي را ديده ايد كه وقتي معلم تكليف بيشتري به او مي دهد، مي نويسد اما هي غر مي زند! مي نويسد ياد مي گيرد بيست ميگيرد پيشرفت مي كند اما باز هم غر مي زند!
شايد آن روزها، آن سال همه اش غر بزند آه و ناله كند و حتي نفرين كند معلم دلسوز را اما چند سال ديگر مي فهمد كه همه آن تكاليف به ظاهر وقتگير و دلگير! همه و همه عين محبت و دلسوزي بوده اند نه آزار و چزاندن معلم! .... "
برایش بهترین لحظه ها را در کنار "او" یی که خدای مهربون نصیبش کرده؛ آرزو می کنم.
و بیست و چهارم که یاد آور دهمین سال باز شدن پنجره ای است به سوی "او" یی که :
سرعت تبدیل تدبیرها و تغییراتش نمی گذارد
بندگان عاقل در دوره ی بخشش ها مغرور
و دردوره ی گرفتا ری ها مایوس شوند *
و بیست و ششم هم تولد "او" ییست که مسبب گشوده شدن این پنجره بوده -اویی که بی نظیرترین آدم زندگیم بوده؛ که با همه ی نبودن هایش؛ در همه ی روزهای این سال هایم حضور داشته - و هر چه خیر و خوبی و برکت برایش از خدا بخواهم کم خواهد بود ...
ای آن که ره به مشرب مقصود بردهای
زين بحر قطرهای به من خاکسار بخش
---------------------------------------------------------------------
* فرازی از دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه